تبلیغات
دست نوشته های من برای پسرم پرهام - امروز دوست های پرهامی اومدن خونمون

دست نوشته های من برای پسرم پرهام

امروز دوست های پرهامی همراه با ماماناشون اومدن خونمون  کلی خوش گذشت اولش پرهام خان کلی مهمون نوازی کرد موهای رونیا کوچولو رو گرفت و کشید و اون طفلی هم گریه .

خوب چیکار کنه پسرم محبتش رو اینجوری نشون میده شایدم هم زهره چشم گرفته که رونیا خانوم ببین شما مال منی نبینم به امیر حسین نگاه کنی ها
.

حالا از شوخی گذشته بعدش با هم دوست شدند و بازی کردند
حیف که عکس نگرفتیم جای همه خالی آش خوردیم چه آشی .


از امیر حسین بگم که ماشالله یه پارچه آقا ساکت و متین کلی واسه خودش بازی کرد و اصلا اذیت نکرد از اینجا اعلام می کنم خوش بحالت حدیث جون که پسملیت تو مهمونی ها اذیت نمی کنه
.

رونیا خانوم هم که نگو  ماشالله ظریف و قشنگ با اون گریه های کوچولوش


حالا یه خورده هم از پسمل خودم تعریف کنم شیطون بلای وول وولی از صبح که فهمید قراره دوستاش بیان خونمون چشمش رو رو هم نذاشت که بخوابه هی شیطونی کرد و دیگه وسطای مهمونی غش کرد و خوابش برد
.


نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1389 ساعت 12:34 ق.ظ توسط مامان پرهام نظرات | |